تبليغاتX
دلتنگی هایی از خیابان های کابل
اینجا جایی برای نوشتن و فراموش کردن است. شاید هم برای به یاد آوردن است. شاید هم ...
اول از همه سلام به تمام دوستانی که لطف می کنند و گاه و بیگاه سری به ماه مهربون هم می زنند و ممنون که حتی المقدور چیزی رو که از تون خواسته بودم رعایت کردید (اجتناب از نظرات الکی که امیدوارم در مورد این مطلب هم رعایت بشه)

موضوع بعدی اینه که امیدوارم همتون سال هشتاد و شش رو به خوبی و خوشی سپری کرده باشید و پایانی ترین روزهای ۸۶ براتون زیباترین روزهای ۸۶ باشه ((خوشبختانه واسه من که صدق می کنه)) و سال هشتاد و هفت هم سالی سرشار از سربلندی و افتخار برای همه مون باشه.

بر عکس همیشه که بلند و طولانی و سردرد کننده می نوشتم امروز می خوام خیلی کوتاه بنویسم:

دنیای بدی شده. آدما همشون تنهان. دیگه هر آدمی باید غم هاش رو توی تنهایی هاش با خودش قسمت کنه و این باعث میشه که در درون شون آتشی شعله ور بشه و از درون بسوزن. امیدوارم که در پایان سال ۸۶ این درون سوزی ها هم پایان پیدا کنه وگرنه یه روزی آتش درون یکی از این آدما به بیرون نفوذ می کنه و باعث می شه که تمام دنیا بسوزه. آره تمام دنیا 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 9:33  توسط ماه مهربون | 
خوب اول از همه سلام و درود بر همه و بعد از آن تمنیات نیک برای تمام کسانی که لطف کرده بودند و برای مطلب قبلی نظر داده بودند و یا حداقل برای اینکه ببینند که من زنده هستم یا مرده یه سری زدند. خوب از تعارفات رسمی که بگذریم می رسیم به اصل مطلب. به دلیل اینکه قرار بود یه ورکشاپ «کارگاه» به تاریخ ۲۴ فوریه داشته باشیم و من باید تمام اسناد رو ترجمه می کردم وقت نداشتم که آپ کنم.  

به مناسبت نزدیک شدن به سال نو «به نظر می رسه که قبل از سال نو دیگه آپ نمی کنم» یکی از شعر هایی رو از شخصیتی که خیلی دوستش دارم «همون گل بابا» براتون می ذارم امیدوارم که لذت ببرید «لطف کنید و در قسمت نظرات همینجوری ننویسید عالی بود اول بخونید بعد نظر بدید چون من تو وبلاگ هر کدومتون می آم سعی می کنم مطلب رو با دقت بخونم و بر اساس مطلب بگم خوب بود یا انتقاد می کنم نه اینکه همینجوری بیام بگم آپم یا الکی بگم عالی بود»

در ضمن قبل از اینکه شعر رو بخونید این نکته رو عرض کنم که جشن گل سرخ یک سنت محلی در مناطق شمالی افغانستان است که در هنگام باز شدن گل سرخ «معمولاْ نوروز» انجام می شه.

شما هميشه خوبيد آقا
کليد گلستانتان را به من ميدهيد آقا!
ميخواهم جشن گل سرخ بگيرم
و همه افغانستان را دعوت کنم
ميخواهم کوچه های سرزمينم را با گلاب بشويم
کليد گلستانتان را به من ميدهيد آقا!

ميخواهم به مهمانها شربت زعفرانی بدهم
هر چه قدر که خواستند
کمی شکر به من ميدهيد آقا!

ميخواهم ميهمانی بدهم
نه؛ نه ؛
غرور مرا مريزيد
نگوئيد کسی به سفره خالی مهمان دعوت نمي کند

من ميخواهم دعوت کنم
بقچه نانتان را به من ميدهی آقا!

ميخواهم سرود بخوانم
سرودی که سالهاست در گلوی دختران افغان يخ زده

کمی آب گرم به من ميدهيد آقا!

ميخواهم برقصم
درست شنيديد ؛ برقصم
بالای بلند ترين کوه افغانستان برقصم
تا همه در سرزمين من
آمدن شادی را باور کنند
شما برای من دست ميزنيد آقا!


ميخواهم خانه بسازم
خانه هائی که آب گرم داشته باشند
و برای هر کودک افغانی يک اطاق خواب
و برای هر زن افغانی يک ميز توالت
با يک آينه قدی
تا وقتی زنان افغان آرايش ميکنند
و لباسهای رنگا رنگ مي پوشند
جلوی آينه برقصند
ميخواهم خانه بسازم
سينما ؛ پارک ؛ شهر بازی بسازم
کمی آجر و سيمان به من ميدهيد آقا!

شما هميشه خوبيد آقا
کمک ميکنيد من خانه بسازم ؛
برقصم ؛
سرود بخوانم
ميهمانی بدهم و جشن گل سرخ بگيرم
محبتتان را کامل کنيد
به گل پسران افغان بگو ئيد:
منتظريم
به خانه برگرديد آقا!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 12:43  توسط ماه مهربون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زخم هایی بر تن دارم که سزاوارشان نبودم. دردهایی دارم که آمادگی پذیرایی شان را نداشتم. رنج هایی را کشیدم که مستحق شان نبودم. اما هر چه بیشتر رنج می برم و هر چه بیشتر درد می کشم بیشتر برای زنده ماندن علاقه مند می شوم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ای کاش درخت می بودم چون درخت بعد از اینکه یه جایی کاشته شد و توی اون زمین ریشه داد حتی اگه آتش بیاد و جنگل بسوزه دیگه نمی تونه جا به جا بشه. دیگه نمی تونه سرزمینی رو که در اون بزرگ شده رها کنه. دیگه نمی تونه به مهاجرت بره. دیگه نمی تونه کسانی رو که در اطرافش هستند ترک کنه.

نوشته های پیشین
آبان 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
بیا با هم دوست باشیم (شادی خانوم)
جمع خودموني (باز هم سارا خانوم)
گل بابا (يك وبلاگ دوست داشتني)
الیکا (يه وبلاگ متفاوت ديگه)
سیبستان
عشق هدیه من به دنیاست (شقایق های افغان)
چكامه هاي عريان (زندگي رو از اين دريچه ببين تا لذت ببري)
باران (اين وبلاگ رو هم خيلي دوست دارم)
رهگذار عمر (در هر شرايطي به اين وبلاگ سر بزن)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM