تبليغاتX
دلتنگی هایی از خیابان های کابل
اینجا جایی برای نوشتن و فراموش کردن است. شاید هم برای به یاد آوردن است. شاید هم ...
اول اینکه خوب مهم نیست. مهم اینه که تو با جایکا کار می کنی دوم اینکه اون چیزی رو که تو در مورد گرامر زبان انگلیسی می خوای شاید من در چهار یا پنج ماه آینده بهش برسم چون من تصمیم گرفتم از همون ابتدایی ترین قسمت های گرامر زبان انگلیسی شروع کنم و بعد به طرف قسمت های پیشرفته برم و در ضمن فعلاً یه تاپیکه تو وبلاگه گذاشتم و در قسمت پیوندها هم اضافه اش کردم اگه خواستی می تونی اونجا نظرات خودت رو در مورد شیوه ای که می نویسم به من بگی.

نظرت رو هم در مورد اینکه داری سفر کاری می ری نفهمیدم. شاید یه کم بی سواد هستم ولی یه سوال: داری می ری سفر کاری؟ یا رفتی و برگشتی؟ کدوم یکی؟ اگه داری می ری به سلامتی!!!!! ولی کجای داری میری؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 14:30  توسط ماه مهربون | 
خوب دوستان به دلیل اینکه این وبلاگ با استقبال زیادی مواجه نشد می خوام یه وبلاگ دیگه بسازم که تنها موضوعش گرامر زبان انگلیسیه. البته مطمئناْ این تا چند روز آینده این اتفاق می افته. همینجا از همون یک یا دونفری که برای مطالبم نظر دادن تشکر می کنم و آدرس وبلاگ جدید رو هم حتماْ اینجا می نویسم تا شاید اگه دوستی بعداْ خواست به من سر بزنه بتونه. فعلاْ بای
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 10:43  توسط ماه مهربون | 
سلام نگار جون خوشحالم که برگشتی نمی دونم چرا یهو گذاشتی رفتی و این دیگه چه جور مسافرتی بود که این قدر طول کشید دوماْ امیدوارم که بهت خوش گذشته باشه سوماْ ناراحت نشو ولی فکر می کنم که تو با وزارت امور زنان کار می کنی مگه نه؟ چهارماْ طوری که ممکنه خودت متوجه شده باشی ژاپنی ها انگلیسی رو طوری صحبت می کنند که کاملاْ قابل درک هست و در ضمن ژاپنی ها مردم فوق العاده خونگرمی هستند که من دوست دارم باهاشون کار کنم ولی حقوق جایکا در مقایسه با بقیه دونرها خیلی کم هستش و از طرف دیگه نمی دونم در پروژه بانک توسعه آسیایی چه جور متخصص هایی قرار هست که بیان و به هر حال حقوق بانک توسعه آسیایی بیشتر هست ولی نمی خوام به خاطر ۱۴۰ یا ۱۵۰ دلار بیشتر در ماه با متخصص هایی گیر بیافتم که هر روز حالم رو بگیرن می دونی در حال حاضر من با یه متخصص ژاپنی که اسمش هیرا اٌکا هست کار می کنم و اگه تو وزارتی که تو کار می کنی کسی باشه که ایشون رو بشناسه و تو در مورد این هیرا اکا ازشون بپرسی مطمئناْ بهت می گن که چه آدم خوبیه و من هم عادت کردم که با این جور متخصصا کار کنم نه با متخصص هایی که بد اخلاق و عبوس هستند به هر حال تصمیم گرفتم که به پروژه بانک توسعه آسیایی پاسخ مثبت بدم چون احتمالاْ متخصصین این پروژه هم ژاپنی خواهند بود البته این شایعه ای هست که من شنیدم ولی من شانس خودم رو امتحان می کنم و امیدوارم که این شایعه درست باشه چون از کار کردن به عنوان مترجم یک مشاور خسته شدم چون وقتی که با یک مشاور کار می کنی باید اصطلاحات تمام دیپارتمنت ها رو بلد باشی ولی وقتی در یه پروژه کار می کنی فقط تعداد محدودی از کلمات تکنیکی و اصطلاحات کمتری رو باید بلد باشی به هر حال خوشحال می شم اگه تو هم نظرت رو با توجه به نکاتی که من گفتم برام بگی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 13:36  توسط ماه مهربون | 
سلام. متاسفانه خیلی سرم شلوغ بود و نمی تونستم بیام بنویسم هر چند که در این مدت چیز قالب توجهی هم رخ نداده که قابل نوشتن باشه به قول بچه های کرمان "تازه قابل عرضی نبود". ولی خوب تو این سه. چهار روز اتفاقهای جالبی افتاده یکیش اینکه نتیجه سومین و آخرین امتحان آزمایشی رو هم گرفتم که از مجموع ۶۷۷ نمره به ۵۴۰ نمره دست یافته بودم و صاحب دومین رتبه کلاس شدم قابل توجه اینه که نمره اول ۵۷۸ بود که خیلی بیشتر از من گرفته بود و اتفاق دیگر و جالب توجهی که این روزها برام افتاده این بود که در هشت هفته آینده اون ژاپنی که رئیسم بود برمی گرده به ژاپن یعنی ماموریتش تو افغانستان تموم شده و به جاش یه ژاپنی دیگه می آد که اداره همکاری های بین المللی ژاپن یا جایکا از من خواسته که با همین ژاپنی جدید ادامه کار بدم و دومین اتفاق جالب اینه که در عین زمان بانک توسعه آسیایی یا ای دی بی هم از من خواسته که در پروژه ای که ظرف دوازده هفته آینده شروع می شه باهاشون همکاری کنم جالبه نه؟!!!!!!!! توی وزارت زراعت این قدر آدم هایی هستند که انگلیسی و کامپیوتر رو خیلی بهتر از من بلد هستند که قابل شمارش نیستند اما دو تا اداره خیلی بزرگ به من حقیر پیشنهاد کار دادند اون هم در حالیکه در افغانستان برای پیدا کردن کار در چنین اداراتی باید سر و دست بشکنیم. حالا نظر شما چیه کدوم یکی رو انتخاب کنم در حالیکه من باید در سه هفته آینده به جایکا و در ۸ هفت آینده به بانک توسعه آسیایی جواب بدم در غیر این صورت اونا افراد دیگری رو استخدام می کنند یه چیز قابل عرض دیگه اینکه سطح حقوق هر دو اداره تقریباْ مساویه یعنی ۴۲۰ تا ۵۵۰ دلار در ماه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 8:41  توسط ماه مهربون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زخم هایی بر تن دارم که سزاوارشان نبودم. دردهایی دارم که آمادگی پذیرایی شان را نداشتم. رنج هایی را کشیدم که مستحق شان نبودم. اما هر چه بیشتر رنج می برم و هر چه بیشتر درد می کشم بیشتر برای زنده ماندن علاقه مند می شوم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ای کاش درخت می بودم چون درخت بعد از اینکه یه جایی کاشته شد و توی اون زمین ریشه داد حتی اگه آتش بیاد و جنگل بسوزه دیگه نمی تونه جا به جا بشه. دیگه نمی تونه سرزمینی رو که در اون بزرگ شده رها کنه. دیگه نمی تونه به مهاجرت بره. دیگه نمی تونه کسانی رو که در اطرافش هستند ترک کنه.

نوشته های پیشین
آبان 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
بیا با هم دوست باشیم (شادی خانوم)
جمع خودموني (باز هم سارا خانوم)
گل بابا (يك وبلاگ دوست داشتني)
الیکا (يه وبلاگ متفاوت ديگه)
سیبستان
عشق هدیه من به دنیاست (شقایق های افغان)
چكامه هاي عريان (زندگي رو از اين دريچه ببين تا لذت ببري)
باران (اين وبلاگ رو هم خيلي دوست دارم)
رهگذار عمر (در هر شرايطي به اين وبلاگ سر بزن)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM